محمد الريشهري
355
علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى )
999 . ايّوب عليه السلام : خداوند حكمت را در دل كوچك و بزرگ مى كارد . پس هرگاه خداوند بنده را در كوچكى فرزانه كند ، كوچكى اش منزلت وى را نزد حكيمان فرو نمى آورد و آنان نور كرامت الهى را بر او مى بينند . 1000 . ميمون بن مهران : حذيفه و سلمان خداى متعال از ايشان خشنود باد بر زنى نبطى وارد شدند و گفتند : « آيا در اينجا مكانى پاك براى نماز يافت مىشود ؟ » زن نبطى گفت : « دلت را پاك كن . » پس يكى از آن دو به ديگرى گفت : آن را برگير ، حكمتى از دل كافر است . توضيح : در احاديث اين بخش بر قبول حق وتلقى حكمت و علم از هر كس حتى مشركان تأكيد شده است ؛ در حالى كه در احاديث سابق در فصل : « انتخاب آموزگار شايسته » براى معلّم شرايطى بيان شده بود . در جمع ميان اين احاديث بايد گفت قبول حق از هر كس ، منافاتى با انتخاب معلّم صالح ندارد ؛ زيرا پذيرش حق شرط ندارد ، امّا انتخاب معلّم رسمى داراى شرط است . بايد توجه داشت كه روحيه معلّم واخلاقش در تربيت وپرورش متعلّم نقش اساسى دارد . از اين رو معلّم بايد متخلّق به اخلاق حسنه باشد ؛ زيرا آموزش با پرورش همراه است . افزون بر اينكه اگر معلّم ناصالح بوده و عامل به علم خود نباشد ، ممكن است در لابلاى مطالب صحيح ، مطالب نادرست را نيز القا كند ومتعلّم متوجه اين كار او نشود و يا حتى آنگاه كه مطلب درستى را القا مىكند كه خود بدان عامل نيست ، اين حالت به متعلّم نيز سرايت خواهد كرد ؛ در حالى كه اين آفات در تعلّم موردى و پذيرش حقّ از فرد ناصالحى كه سمت معلّم رسمى را ندارد ، در ميان نيست .